|
اگه چشمات منو میخواست.... |
|
تقدیم به بهنام عزیزم |

هرگز دستی رو نگیر که قصد شکستن قلبتو داره....
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 18:47 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
حرف های عاشقونه گرمی خوب دو دست رنگ قشنگ چشمات هنوز به خاطرم هست تو کوچه های بیدار عطر بهار سر مست دو قلب و پاک و عاشق به هنوز به خاطرم هست بر سر یک دو راهی تو رفتی سوی بن بست من موندم و تنهایی هنوز به خاطرم هست عکسای پاره پاره . قلبی که از تو شکست گل های پر پر تو باغ هنوز به خاطرم هست ندیدی قطره ی اشک توی چشام حلقه بست شبای بی قراری هنوز به خاطرم هست رفتی و چشم خیسم تا به سپیده نبست از یاد تو رفت ولی هنوز به خاطرم هست بی تو غبار اندوه به روی قلبم نشست گر چه به خاطرت نیست هنوز به خاطرم هست رفتی و چشم خیسم تا به سپیده نبست از یاد تو رفت ولی هنوزبه خاطرم هست 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 17:51 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
ان شب دوباره غصه ی تنهایی. از اشک های چشم تو پیدا شد بغض نگاه غم زده ی باران . در ساحل نگاه تو دریا شد آن شب دوباره دست و دلم لرزید . شوری عجیب در دل من گل کرد شوری شبیه شعر و شب شبنم .از لا به لای پنجره پیدا شد یادش به خیر ان شب پر احساس . ماندیم و عاشفانه غزل خواندیم اما دریغ ! رفتی ان احساس .افسانه ی تمام غزل ها شد در واپسین یک شب نم خورده . از کوچه های شهر گذر کردم اما تو را نیافتم و یادت . در کو چه های شهر معما شد باید سفر کنم به تو اما نه ...دیگر به تو نمیرسم ای رویا من حالا بیا ببین که دلم بی تو .در غربت نگاه . چه تنها شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 18:10 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
..... اخرین خواهش باورم کن نازنینم موندنم فایده نداره فکر نکن دوست ندارم رفتنم یه جور فراره باورم کن نازنینم قسم چشاتو خوردم واسه این بوده تا امروز هنوز از غصه نمردم باورم کن نازنینم قصه مون مثل تگرگه واسه ما موندن با هم مثل لمس حس مرگه باورم کن نازنینم این صدای اخرینه بعد من گل کن دوباره تنها خواهشم همینه
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 19:38 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاره وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره از همون روزی که رفتی دل به هیچکسی نبستم فکر میکردم میرسی یه روز تو بی کسیم به دادم ***** گفتن لحظه ی اخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره ی تو فقط تو خواب و خیاله لحظه های اخر تو توی قلب من می مونه هیچکسی مثل من بلد نیست قدر چشمات و بدونه ***** رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده بی وفایی هات هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم به راه تو می مونم تا که بر گردی دوباره میترسم و قتی که نیستی دل من طاقت نیاره ***** تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای پیشم می دونم اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار با چشای خیس و گریون من میگم خدا نگه دار
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:50 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
| ||||||