|
اگه چشمات منو میخواست.... |
|
تقدیم به بهنام عزیزم |
شکایت ازدلم دارم متهمم به عاشقی دلی که پر کشید و رفت اما هنوز تو عاشقی این دل زندونی من مجرم به بند اول چی بگم از کجا بگم همش شکایت وگلست یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچکسی همدم دل تنها بی کسم نبود سفرت درد کمی نیست واسه ی دلم میدونی راستی باورم نمیشه تو میری نمی مونی ریشه بسی تو تموم لحظه های بی قراری دلت از سنگه که میخوای دلمو تنها بذاری تو اخرین نگاه تو دیگه من پیدا نبودم جای من بود تو چشات هیچ وقت اینو نفهمیدم نذار که بین ما هرچی بوده خاطره شه تو بری من بمونم قصه ی ما تموم بشه یه عهدی بود بین من وتو اما حالا یه خاطره ست از تو فقط مونده برام یه خاطره همین و بس خودت نگفتی که میری اما نگات رفتنی بود هر چی که میگفتم که نرو بهونه هات تکراری بود هر جا میرم یاد چشات تو قاب چشای منه صدات میاد اما خودت نیستی دلم پر از غمه دیگه دلت که اینجا نیست یادت ولی پیش منه تو نیستی شب گریه ها .دربه دری کار منه نذار که دیونه بشم نذار که از عشقت بسوزم بارون چشمام می باره از دوری تو هنوزم اگه صدام و میشنوی بدون یکی دوست داره یکی که چشماش ابریه نیست که بارون بباره اگه صدام و میشنوی بدون یکی منتظره یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 17:36 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
| ||||||