|
اگه چشمات منو میخواست.... |
|
تقدیم به بهنام عزیزم |
ان شب دوباره غصه ی تنهایی. از اشک های چشم تو پیدا شد بغض نگاه غم زده ی باران . در ساحل نگاه تو دریا شد آن شب دوباره دست و دلم لرزید . شوری عجیب در دل من گل کرد شوری شبیه شعر و شب شبنم .از لا به لای پنجره پیدا شد یادش به خیر ان شب پر احساس . ماندیم و عاشفانه غزل خواندیم اما دریغ ! رفتی ان احساس .افسانه ی تمام غزل ها شد در واپسین یک شب نم خورده . از کوچه های شهر گذر کردم اما تو را نیافتم و یادت . در کو چه های شهر معما شد باید سفر کنم به تو اما نه ...دیگر به تو نمیرسم ای رویا من حالا بیا ببین که دلم بی تو .در غربت نگاه . چه تنها شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 18:10 توسط ღ¸.• ¨¯`مریم. ¸.• ¨¯`•ღ |
| ||||||